الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

271

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

چو سرمايه‌ام رفت بىمايه ماندم * كه بازيست بىمايه بازارگانى هر آن سرگرانى كه با چرخ كردم * جهان بيشتر كرد از آن سرگرانى از آن برد گنج مرا دزد گيتى * كه در خواب بودم گه پاسبانى « 1 » مولى على ( عليه السلام ) در خطبه 188 نهج‌البلاغه « 2 » چنين مىفرمايد : « شما را به ياد مرگ و كم كردن غفلت از آن سفارش مىكنم ( گويا غفلت نكردن به طور كلى از مرگ براى انسان ميسور نيست ، لذا مىفرمايد كم كنيد غفلت را ) و چگونه غافليد از چيزى كه از شما غفلت نمىكند ، و اميد به كسى بسته‌ايد كه مهلت به شما نمىدهد ، پس كفايت مىكند شما را بعنوان واعظ و پند دهنده ، مرده‌هائى كه ديديد آنها را ، حمل شدند به قبرهايشان در حالى كه خود راكب و سوار بر دست مردم نشدند ، و به قبرها سرازير شدند ، در حالى كه خود سرازير نشدند ( يعنى مايل نبودند ، بر روى دست مردم روانه قبر شوند ولى با آنها چنين كردند ) گويا ساكن اين دنيا نبودند ، و گويا آخرت جايگاه هميشگى آنها بوده است ، از آنجا كه ( در خانه قبر ) سكنى مىگزينند وحشت داشتند ، و در آنجا هم سكنى گزيدند ، آلوده به دنيايى بودند كه از آن دست كشيدند و تباه كردند آخرتى را كه به سوى آن منتقل گشتند ، قدرت از بين بردن عمل زشت و قبيحى و يا قدرت زياد كردن عمل نيك و صالحى را در آخرت ندارند ، به دنيا انس گرفته و دنيا آنها را فريب داد ، به دنيا اعتماد كردند و آن آنها را به زمين زد . سبقت گيريد ( خدا شما را رحمت كند ) به منازلى كه مأموريد آبادشان كنيد ، و رغبت به آنها داريد و به آنها دعوت شده‌ايد ، و با صبر بر عبادت و طاعت و دورى از معصيت ، نعمتهاى الهى را بر خود تمام كنيد ، زيرا فردا نزديك به امروز است ، چقدر سريع ، ساعات در روز و روزها در ماه و ماهها در سالها و سالها در عمر مىگذرد » .

--> ( 1 ) . عرفان اسلامى ، جلد 2 ، صفحه 111 - 110 . ( 2 ) . خطبه 188 صبحى صالح و خطبه 230 فيض الاسلام . .